<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>keramatbalali</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/</link>
<description>فرهنگی،هنری</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 12 Sep 2009 12:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دیکتاتوری در نقاب چند صدایی</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>به بهانه تولد انگارش
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خاطرظهور وبروز یک نشریه مجازی در استان می توان خوشحال بود آن هم در شرایطی که نبود یک نشریه تخصصی لزوم  آن بیشتر احساس می شود. اما وجود یک تیم مافیایی آزار دهنده کاملا سلیقه ای و جود مصاحبه ها ونقدهای سفارشی در ادبیات فضا را چه از لحاظ نقد صحیح و معرفی چهره ها و شعرها که آن هم عندالزوم از پشت عینک آقای سعید آرمات باید اتفاق بیفتدناسالم کرده هرچند این فضا شایداز یک جهت چندان خوشایند نباشد اما از جهاتی میتواند انگیزه ای مضاعف باشد برای تلاش واستمرار وابرام شاعرانی که درتیم این شاعر ویا هیچ تیم دیگر بازی نمی کنند ودر این دوایر نمی گنجند زیرا شعر آن است که ببوید نه آنکه آرمات بگوید...ولی امیدواریم دیگران چون او دیگر بر صندلی پدر خواندگی شروع به شکستن شاخ دیگران نکنند کاری که استاد با زیرکی و صداقتی کاذب وجذاب در مواقع مورد نیاز انجام می دهد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این استاد فرهیخته که حقی عظیم بر گردن شعر استان دارد با نصب نقاب چند صدایی بر رفتار شعری خویش در حقیقت اگر خوب بنگریم جز شاهکارهای شعری خویش در استان هیچکس را نمی شنود هر چند از دیگران استفاده آماری و ابزاری می کند وبنا به شرایط زمانه دوستان خود رادر راه آمال و اهداف متعالی خود قربانی می نماید....این تقصیر استاد نیست تقصیر شعر است این تقصیر تقدیر است این تقصیر خود شاعران است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگارش تولدت مبارک&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 12:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شکوفه</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>شاخم را شکستی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با شاخه هایم چه میکنی؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 10:56:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تو قرار نبود نمکدان شاعران را بشکنی-   برای ساجده کشمیری که رفت</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>دیدی از بلندای خودت افتادی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو که دیو سپید نبودی بودی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا هی از سر زبان ها می افتی   تو که قرار نبود  قرار نبود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمکدان شاعران را بشکنی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر شانس داری چقدر شانس بلندی داری تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگذاشت دماوند نباشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حالیکه ایستاده بود نگذاشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگذاشت دستش رابه علامت شکست تو بالا ببردمرگ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و زیر پایش را خالی کردی    تو     و تراژدی روی برف سروده شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما باشعر تازه وکفش تازه تر به شهر تازه ای پا گذاشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که تو خوابش را هم  نخواهی دید ای چشم سفید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از چشم افتاد اشک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از دست افتاد دما  و  ند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چون الف ایستادن خفت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و مثل آی کشیده نام کوچکش به هیچکس سج ده نکرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو دماوند باش اما به این خیال نباش که کسی تو را بخشیده..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 16:40:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روحت شاد ساجده ی شعر هرمزگان</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>تابستان لبخندش یخ در بهشتی بود که کلمه ها را اززیر سایه ها بیرون می کشاند. زیرا چشمان خنکش از دماوندهای ناممکن به خوابهای شرجی ما می نگریست       
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میان دعوت دومین مجموعه شعرش و پوشیدن برفی تمام قد در این خردادماه آتش گرفته مانده ایم.......خبری چون ساچمه ای تلخ که سپیدی گلوی شعر وکبوتر آسمان را توامان شکافت ...............تو درهیاهوی تند زمانه بی هیاهو رفتی و به همه ی شعارها وعکسها وکاندیدها خندیدی ...............تو اشارتی بودی به شکفتن در برف برای ما برف ندیده ها  چونان خواهرت فروغ که اینگونه با برف بی حرف روی رنجهای روحش را سپید کرد...........از ساجده کشمیری شاعره ی نام آشنای هرمزگانی سخن می گویم که برای فتح روح دماوند درخت جانش را چون درفشی مانا بر غرور آن قله کاشت روحش شاد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 May 2009 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین جشنواره فیلم کوتاه فرهنگیان ودانش آموزان کانون غدیر بندرعباس</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>از تاریخ ۱۵و۱۶ اردیبهشت نخستین جشنواره فیلم کوتاه فرهنگیان ودانش آموزان کانون غدیر با حضور چهره ماندگار ادبیات کودک ونوجوان کشور آقای هوشنگ مرادی کرمانی-یدا...کریمی &quot;دبیرجشنواره فیلم رشدکشور&quot;-اسماعیل اکبر نوذری یکی از بانیان جشنواره فیلم دانش آموزی و کارشناس مسوول فناوری وارتباطات وزارتخانه آموزش وپرورش برگزار می شود شهرستان رودان در هر دوبخش وشهرستان جاسک دربخش فرهنگیان با فیلمهای کوتاه خود در جشنواره شرکت نمودند. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انجمن عکس فرهنگیان کانون غدیر با نمایشگاهی از آثار خود پذیرای علاقمندان خواهند بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این جشنواره حدود ۱۵فیلم کوتاه پخش وداوری خواهد شد. کانون غدیردر زمینه شعر وقصه در دو بخش دانش آموزی وفرهنگیان انجمن دارد و امیداوریم با حمایت مسوولین امر یک جشنواره در این رشته هم برگزار نماید.زیرا اگر هنرهایی چون عکس-فیلم-شعر وقصه به صورت جدی نه تزیینی در مدارس با نقش آفرینی فرهنگیان و به صورت زیر بنایی و ریشه ای مورد توجه قرار بگیرد میتوان آینده ای روشن با چشم اندازی زیبا را امیدوار بود نیازمند یاری عاشقان و هنرمندان عزیز هستیم نمی شود زانو در بغل نشست و امیدوار بود باید برخاست هرچند با گام لرزان . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منتظرتان هستیم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2009 19:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلهره های گفتگو</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>موهایم را کوتاه می کنم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما سخن در سکوت بلند است وپیچیده هم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر کلمه  بر دقیقه  بر قدی که کوتاه می شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن را کوتاه می کنم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما موهایت بر دلهره های گفتگو بلندم می کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و پیچیده ام می کنند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در جاده ای به سپیدی کفن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر شب کلمه ای دل خاک برای تو می کارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیرا هر گیاه برداشتی آزاد از دلتنگی توست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Apr 2009 19:03:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.................</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>آن دقیقه گل سیاهی بود                                    &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نرسیده به تو  ریخت.......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این دقیقه که رسید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو در پیراهن سیاهت نبودی.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Feb 2009 09:43:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام برلاتیدان</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&quot;لاتیدان نام پلی طویل و سنگی وقدیمی ست در بندرعباس که از عالی ترین طرح های پل سازی ایران قدیم است&quot;                                                            محمدذاکری -صاحب امتیازنشریه لاتیدان-یکی از شاعران ونویسندگان تواناست که پلی قابل اعتنا ست برای نسل دیروز وامروز.او نه مانند بسیاری از روشنفکران برج عاج نشین در خلسه اتوپیایی خود فرو رفته ونه خودش رادرحددسته بازیهای مرسوم زمان قالب بسته. بسیاری از شخصیت ها در عرصه حیات خود فرازمانی عمل می کنند و می خواهندپنجره ای باشند روبه دنیایی منطقی و امن ومعتدل. زیر چتر کسی نمی روند تا زبان مادری باران را بی واسطه به جان بخرندودر برابر نسل تشنه خود احساس مسوولیت می کنند. حتا بذر امید پاشیدن در شوره زار بهترازبیهوده مردن است&quot;بودن به ازنبود شدن خاصه در...&quot;زیرا نسل امروز وفردای مانیازمندانسان هایی آگاه وشجاع است که توانای دگرگون کردن بیهودگی باشند وچشمانشان فانوس پاکی روبه سوختن تاریکی وبی خبری.....                         مجله &quot;فرهنگستان جنوب&quot;به نوعی چشمه ای کوچک واصیلی بودکه چون لبخندی برچهره فرهنگ وهنر هرمزگان جاری شد وخاطره...حالا&quot;لاتیدان&quot;که امیداست صدایش چون پیچکی درخاطرباغچه بپیچد.زیرا اوبه تاریخ شکفتن وپژمردن تمام پل ها وگل های شهر ودهاتمان آگاه است. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 10:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه وبلاگ زهرا نصرتیzahranosrati.blogfa.com</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>زهرانصرتی داستان نویسی است که می کوشد خودش باشد ودنبال راه که نه بیراهه ای در این همه راه برای خود... که به قول بهزاد زرین پور&quot;این راه را قدمهایی کهنه کرده است /کمی بیراهه برایم بیاورید&quot; وحاصل این تلاشها برگزیده شدن در &quot;جشنواره های دانش آموزی دراردبیل  - تبریز-  شیراز - تهران ازسال ۸۳ به بعد تقدیر شده از جشنواره خوارزمی ورتبه سوم داستان دانشجویی مراکز تربیت معلم سراسر کشور البته این کلمه ها و تعاریف نباید او را مغرور بلکه بایدرسالتش را سنگین تر کند. در سال گذشته در اولین دوره جشنواره داستان چی چی کا او به اتفاق عقیل دادی پور رتبه دوم را کسب کردند جشنواره ای که حسین سناپور برنده جایزه گلشیری وجایزه مهرگان درسال ۸۷برای&quot;نیمه غایب&quot; بهترین رمان سال مهمان و ... و مدرس بودند.البته مقام اولی نداشتیم.            و داستان عقیل دادی پور به نوعی در فیلم &quot;خاک آشنا&quot;ی بهمن فرمان آرا استفاده شد.که برای او و داستان وهنر استان اتفاق کمی نیست که البته اگر به قول مارکز حسود نباشیم &quot;خصلت تمامی جنوبی های عالم حسادت است&quot;        که امیدواریم درخت این دست خبرها همچنان پرثمرتر باد ....                                          زهرانصرتی وامثال او که میتوان 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معرفی کرد که کم نیستند شکرخدااگر تحت تاثیر کنگره ها و جوایز وباند بازی های هنری مرسوم درجامعه  امروزما قرار نگیرند می توانند خود را پیدا کنند وشکلی باشند میان اشکال .                   وما وآنها بدانیم این تقدیرها نمی توانند هنرمند بسازندکه هیچ. گاه به قول نیمای بزرگ برای انسانهای کم جنبه خطرناک هم هست مثل شمشیر در کف زنگی مست. مگر بورخس-یوسا-سم پکین پا-ساعدی -کیمیای - منصفی ها ...نوبل  اسکار  تندیس شعر فجر که نه شعر زجر گرفته اند حتا بزرگانی چون ژان پل ساتر ازگرفتن آن امتناع کردند و کسانی چون مارلون براندو زن سرخ پوستی را برای گرفتن اسکار بازیگری می فرستاد که به نوعی به سخره گرفتن این جوایز است.  چند سال پیش درجشنواره فیلم کودک اصفهان دیدم از دانش آموزان فیلمساز به عنوان داور بخشی از جشنواره در کنار بزرگانی چون مجید مجیدی استفاده شده بود حالا آیا متولیان کنگره ها و فرهنگ وهنر و...اصلا امثال زهرا نصرتی را می شناسند یا اصلا ابتکاری جز بها دادن بیش از حد به غیر بومی ها دارند به جای پنج سکه پنج سکه دادن به فلان شاعر ونویسنده دسته چندم زنجانی و جای دیگر کتاب اینها را چاپ کنید مگر این استان غیر از استاد بهمنی وعروس محترمشان کسی دیگر ندارد- جای شکرش جناب آقای استاد رضایی راقبول دارند؟؟!! البته -مگر چراغی راکه به خانه رواست...رانشنیده اید .بیایید کمی به خود بیاییم و خودمان را دریابیم آیا در استانهای دیگر یک بندری نماینده شعر وقصه آن شهرشده ....این است علت پیشرفت استانهای دیگر .شایدمن اشتباه میکنم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Dec 2008 06:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دومین جایزه گام اول و سکه ای که......</title>
<link>http://keramatbalali.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>به ما هم مثل بقیه که بیست جلد کتاب در اداره شان چاپ کردندوسکه ها به جیب زدند می گفتید به ما سیاهان سیاه لشکران ما تماشاییان که معلوم نیست اهل کجاییم که دیگران اهل بندرند ...مارا چه به قصه که خودقصه ایم  خودکلمه سیاهیم درشعری ناسروده...نگران باشیدکلمه ها کنگره شعر وقصه وداور وسکه  برای دیگران داوران استادان در راه در راه است البته کلی کتاب دزدیم ما که بندری نیستیم ...دست شمادرد نکند دوتا آبمیوه خوردیم </description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 17:57:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=keramatbalali&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>keramatbalali</dc:creator>
<guid>http://keramatbalali.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
