دیدی از بلندای خودت افتادی
تو که دیو سپید نبودی بودی؟
حالا هی از سر زبان ها می افتی تو که قرار نبود قرار نبود
نمکدان شاعران را بشکنی
چقدر شانس داری چقدر شانس بلندی داری تو
نگذاشت دماوند نباشی
در حالیکه ایستاده بود نگذاشت
نگذاشت دستش رابه علامت شکست تو بالا ببردمرگ
و زیر پایش را خالی کردی تو و تراژدی روی برف سروده شد
اما باشعر تازه وکفش تازه تر به شهر تازه ای پا گذاشت
که تو خوابش را هم نخواهی دید ای چشم سفید
از چشم افتاد اشک
از دست افتاد دما و ند
و چون الف ایستادن خفت
و مثل آی کشیده نام کوچکش به هیچکس سج ده نکرد
تو دماوند باش اما به این خیال نباش که کسی تو را بخشیده..
نوشته شده توسط keramatbalali در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 8:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تابستان لبخندش یخ در بهشتی بود که کلمه ها را اززیر سایه ها بیرون می کشاند. زیرا چشمان خنکش از دماوندهای ناممکن به خوابهای شرجی ما می نگریست
میان دعوت دومین مجموعه شعرش و پوشیدن برفی تمام قد در این خردادماه آتش گرفته مانده ایم.......خبری چون ساچمه ای تلخ که سپیدی گلوی شعر وکبوتر آسمان را توامان شکافت ...............تو درهیاهوی تند زمانه بی هیاهو رفتی و به همه ی شعارها وعکسها وکاندیدها خندیدی ...............تو اشارتی بودی به شکفتن در برف برای ما برف ندیده ها چونان خواهرت فروغ که اینگونه با برف بی حرف روی رنجهای روحش را سپید کرد...........از ساجده کشمیری شاعره ی نام آشنای هرمزگانی سخن می گویم که برای فتح روح دماوند درخت جانش را چون درفشی مانا بر غرور آن قله کاشت روحش شاد.
نوشته شده توسط keramatbalali در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 2:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
دیکتاتوری در نقاب چند صدایی
شکوفه
تو قرار نبود نمکدان شاعران را بشکنی- برای ساجده کشمیری که رفت
روحت شاد ساجده ی شعر هرمزگان
نخستین جشنواره فیلم کوتاه فرهنگیان ودانش آموزان کانون غدیر بندرعباس
دلهره های گفتگو
.................
سلام برلاتیدان
به بهانه وبلاگ زهرا نصرتیzahranosrati.blogfa.com
دومین جایزه گام اول و سکه ای که......
POWERED BY