زهرانصرتی داستان نویسی است که می کوشد خودش باشد ودنبال راه که نه بیراهه ای در این همه راه برای خود... که به قول بهزاد زرین پور"این راه را قدمهایی کهنه کرده است /کمی بیراهه برایم بیاورید" وحاصل این تلاشها برگزیده شدن در "جشنواره های دانش آموزی دراردبیل - تبریز- شیراز - تهران ازسال ۸۳ به بعد تقدیر شده از جشنواره خوارزمی ورتبه سوم داستان دانشجویی مراکز تربیت معلم سراسر کشور البته این کلمه ها و تعاریف نباید او را مغرور بلکه بایدرسالتش را سنگین تر کند. در سال گذشته در اولین دوره جشنواره داستان چی چی کا او به اتفاق عقیل دادی پور رتبه دوم را کسب کردند جشنواره ای که حسین سناپور برنده جایزه گلشیری وجایزه مهرگان درسال ۸۷برای"نیمه غایب" بهترین رمان سال مهمان و ... و مدرس بودند.البته مقام اولی نداشتیم. و داستان عقیل دادی پور به نوعی در فیلم "خاک آشنا"ی بهمن فرمان آرا استفاده شد.که برای او و داستان وهنر استان اتفاق کمی نیست که البته اگر به قول مارکز حسود نباشیم "خصلت تمامی جنوبی های عالم حسادت است" که امیدواریم درخت این دست خبرها همچنان پرثمرتر باد .... زهرانصرتی وامثال او که میتوان
معرفی کرد که کم نیستند شکرخدااگر تحت تاثیر کنگره ها و جوایز وباند بازی های هنری مرسوم درجامعه امروزما قرار نگیرند می توانند خود را پیدا کنند وشکلی باشند میان اشکال . وما وآنها بدانیم این تقدیرها نمی توانند هنرمند بسازندکه هیچ. گاه به قول نیمای بزرگ برای انسانهای کم جنبه خطرناک هم هست مثل شمشیر در کف زنگی مست. مگر بورخس-یوسا-سم پکین پا-ساعدی -کیمیای - منصفی ها ...نوبل اسکار تندیس شعر فجر که نه شعر زجر گرفته اند حتا بزرگانی چون ژان پل ساتر ازگرفتن آن امتناع کردند و کسانی چون مارلون براندو زن سرخ پوستی را برای گرفتن اسکار بازیگری می فرستاد که به نوعی به سخره گرفتن این جوایز است. چند سال پیش درجشنواره فیلم کودک اصفهان دیدم از دانش آموزان فیلمساز به عنوان داور بخشی از جشنواره در کنار بزرگانی چون مجید مجیدی استفاده شده بود حالا آیا متولیان کنگره ها و فرهنگ وهنر و...اصلا امثال زهرا نصرتی را می شناسند یا اصلا ابتکاری جز بها دادن بیش از حد به غیر بومی ها دارند به جای پنج سکه پنج سکه دادن به فلان شاعر ونویسنده دسته چندم زنجانی و جای دیگر کتاب اینها را چاپ کنید مگر این استان غیر از استاد بهمنی وعروس محترمشان کسی دیگر ندارد- جای شکرش جناب آقای استاد رضایی راقبول دارند؟؟!! البته -مگر چراغی راکه به خانه رواست...رانشنیده اید .بیایید کمی به خود بیاییم و خودمان را دریابیم آیا در استانهای دیگر یک بندری نماینده شعر وقصه آن شهرشده ....این است علت پیشرفت استانهای دیگر .شایدمن اشتباه میکنم
نوشته شده توسط keramatbalali در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت 9:52 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
به ما هم مثل بقیه که بیست جلد کتاب در اداره شان چاپ کردندوسکه ها به جیب زدند می گفتید به ما سیاهان سیاه لشکران ما تماشاییان که معلوم نیست اهل کجاییم که دیگران اهل بندرند ...مارا چه به قصه که خودقصه ایم خودکلمه سیاهیم درشعری ناسروده...نگران باشیدکلمه ها کنگره شعر وقصه وداور وسکه برای دیگران داوران استادان در راه در راه است البته کلی کتاب دزدیم ما که بندری نیستیم ...دست شمادرد نکند دوتا آبمیوه خوردیم
نوشته شده توسط keramatbalali در دوشنبه چهارم آذر 1387 ساعت 9:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
دیکتاتوری در نقاب چند صدایی
شکوفه
تو قرار نبود نمکدان شاعران را بشکنی- برای ساجده کشمیری که رفت
روحت شاد ساجده ی شعر هرمزگان
نخستین جشنواره فیلم کوتاه فرهنگیان ودانش آموزان کانون غدیر بندرعباس
دلهره های گفتگو
.................
سلام برلاتیدان
به بهانه وبلاگ زهرا نصرتیzahranosrati.blogfa.com
دومین جایزه گام اول و سکه ای که......
POWERED BY