تبليغاتX


keramatbalali
 

رمز نام تو

چند ورق ازخودم کندم

زن کتاب اول  سوزن رادر چشمان من وزن کرد

یک ثانیه

یک سوزن

یک زن

سامسونتم را روی رمز نام تو گذاشتم

شهر در بی وقت ترین وقت خود خندید

من با شهری در سامسونتم که لبخند تو

رو به خودم باز شدم اواز

..........

 


 

نوشته شده توسط keramatbalali در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 5:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام

سلام برنامه ی کودک من که

       بدجوری پخشم می کنی از شبکه ی  ۲چشمانت

                   ببین....


 

نوشته شده توسط keramatbalali در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 4:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ممنوع التصویر

خنده کجاست که چند دقیقه ی پرتقالی

 درمیان بگذاریم با او

             چند شعر پوست بگیریم توی صورت هم

 کی  چرا 

مگر تو چیزی گفتی که ممنوع التصویرت کرده ایم

هیچ فرعونی دست تو نیست

ببین چه اهرامی از  اهم  بالا برده اند

چه بگویم که چه گاوهایی خواب مرا چریده اند

  و  نرخ  صندوق گوجه فرنگی

             کمرایرانی پدر راشکست.


 

نوشته شده توسط keramatbalali در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 11:4 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت



RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM


منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
frees.blogfa.com